عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

137

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

و روشها است . 69 إتّقوا اللّه تقيّة من سمع فخشع و اقترف فاعترف و علم فوجل و حاذر فبادر و عمل فأحسن : مردم از خدا بترسيد ترسيدن كسى كه سخن حق را شنيد پس فروتنى كرد و در گناه فرو رفت پس اعتراف كرد و دانست پس بيمناك شد و ترسيد پس شتاب كرد و عمل كرد پس خوب هم عمل كرد . 70 إتّقوا اللّه تقيّة من دعى فأجاب و تاب فأناب و حذّر فحذر و عبر فاعتبر و خاف فأمن : از خدا بترسيد ترسيدن كسى كه خوانده پس اجابت كرده ، و توبه كرده پس روى بدرگاه خداى آورده ، و ترسانيده شده پس ترسيده و عبور كرده پس عبرت گرفته و ترسيده پس ايمن شده . 71 اقنعوا بالقليل من دنياكم لسلامة دينكم فإنّ المؤمن البلغة اليسيرة من الدّنيا تنفعه : بكمى از دنيايتان بسازيد براى سلامتى دينتان زيرا كه اندك چيزى از دنيا كه بمؤمن برسد قانع مى گرداند او را . 72 أقيلوا ذوى المروءات عثراتهم فما يعثر منهم عاثر إلّا و يد اللّه ترفعه : لغزشهاى راد مردان را ناديده گيريد كه هيچ لغزنده از آنان نلغزد جز آنكه دست خدا او را بر كشد و بلندش سازد . 73 أهربوا من الدّنيا و اصرفوا قلوبكم عنها فإنّها سجن المؤمن حظهّ منها قليل و عقله بها عليل و ناظره فيها كليل : از جهان بگريزيد و روى دلهايتان را از آن بگردانيد كه جهان براى مرد با ايمان زندان است بهره‌اش از آن كم خردش از آن بيمار و ديده‌اش در آن خوب بينا نباشد 74 اعقلوا الخبر إذا سمعتموه عقل دراية لا عقل رواية فإنّ رواة العلم كثير و رعاته قليل : هرگاه سخن خوبى را شنيديد آن را براى دريافت و دانستن بشنويد نه براى بازگو كردن زيرا دانش را روايت كننده بسيار و رعايت كنندگان آن اندك . 75 الجئوا إلى التّقوى فإنهّ جنّة منيعة من لجأ إليها حصنّته و من اعتصم بها عصمته : بتقوى پناه بريد پس بدرستى كه او سپريست قوىّ و استوار سر كس بدان پناه برد پناهش دهد و هر كه بدان دست در زند نگاهش دارد .